نقشه برداری مغز

هنگام کار بر روی تومورهای مغزی ، جلوگیری از آسیب رساندن به نواحی مغزی که مسئول زبان ، حرکت و عملکرد حسی هستند بسیار مهم است. در حالی که می دانیم کدام قسمت های مغز مسئول این عملکردها هستند (و در کجا واقع شده اند) ، مغز هر فرد به اندازه کافی منحصر به فرد است که تغییرات جزئی وجود داشته باشد. بسته به نزدیک بودن تومور به هر یک از این نواحی ، ممکن است لازم باشد نقشه برداری دقیق تری از بیماران برای نواحی مهم تهیه شود. تکنیک های نقشه برداری مغز به شناسایی و در نهایت حفظ مکان های حیاتی عملکرد زبان ، حرکتی و حسی کمک می کند. در حالی که می توان قبل از جراحی برخی از اطلاعات را جمع آوری کرد (مانند اسکن هایی که محل اصلی دستگاه های عصبی را مشخص می کند) ، از تکنیک های اضافی نقشه برداری در حین جراحی استفاده می شود ، به طوری که جراح مغز و اعصاب می تواند دقیق ترین و بازخورد فوری مربوط به نواحی عملکردی مغز را در نزدیکی تومور داشته باشد

 

نقشه برداری مغز بیدار

نقشه برداری مغز بیدار دقیق ترین راه برای شناسایی و محافظت از نواحی بحرانی مغز در هنگام برداشتن تومور است. اگر تومور در نزدیکی نواحی زبانی ، حرکتی یا حسی مغز واقع شود ، بیماران ممکن است به این روش احتیاج داشته باشند. بیدار ماندن بیمار در بخشی از عمل جراحی به تیم عمل اجازه می دهد تا پاسخ های فعال بیمار را کنترل کند. به عنوان مثال ، نقشه برداری زبان به بیماران نیاز دارد تا به سوالات پاسخ دهند و آزمایش های گفتاری مختلفی را انجام دهند. نقشه برداری بیدار ممکن است شامل کارهایی مانند درخواست از بیمار جهت تکان دادن انگشتان پا میباشد. در طی دوره نقشه برداری به صورت بیدار، بیماران درحالی به سوالات مختلف پاسخ خواهند داد که جراح جریان الکتریکی اندکی را به نواحی مغز اطراف تومور وارد می کند.

 

نقشه برداری مغز-کیومدیکال

  

نقشه برداری مغز در خواب

در حالی که نقشه برداری به صورت بیدار دقیق ترین راه برای شناسایی و حفظ نواحی بحرانی مغز قلمداد می شود ، برخی از انواع نقشه برداری را می توان در حالی که بیمار تحت بیهوشی عمومی در خواب است انجام داد. در نهایت توصیه برای انجام نقشه برداری بیدار یا خوابیده به فاکتورهای زیادی از جمله اندازه و محل تومور و سلامت بیمار بستگی دارد. نقشه برداری حرکتی متداول ترین نوع نقشه برداری مغز است که می تواند در هنگام خواب بیمار انجام شود. اگر تومور نزدیک به نواحی قشر مسئول گروه های عضلانی خاص باشد (به عنوان مثال صورت ، بازو ، دست ، پا) ، این روش برای شناسایی آن نواحی و حفظ عملکردهای حرکتی بیمار بسیار مهم است. به همان شیوه نقشه برداری مغز بیدار ، جراحان با استفاده از یک محرک دستی ، جریان الکتریکی کوچکی را روی سطح در معرض مغز قرار می دهند. با این حال ، در نقشه برداری مغز در خواب ، می توان اثرات تحریک مستقیم را بدون نیاز به پاسخ های کلامی بیمار مشاهده کرد. در عوض ، تحریک مستقیم به نواحی حرکتی قشر منجر به انقباضات عضلانی در قسمت مناسب بدن (به عنوان مثال پا ، بازو) انجام میشود. این انقباضات عضلانی را می توان بصری مشاهده کرد ، اما با استفاده از الکترومیوگرافی ، تکنیکی که از الکترودها برای اندازه گیری فعالیت الکتریکی هر عضله استفاده می کند ، محکم تر می شود. با استفاده از این ابزارها ، تیم جراحی مغز و اعصاب قادر به حذف هرچه بیشتر تومور مغزی است ، در حالی که از ایجاد مکان های مهم در مغز که حرکت بدن را کنترل می کنند ، جلوگیری می کند.  توسعه اخیر تکنیک های نقشه برداری با تهاجم کمتر یک گزینه جایگزین جذاب یا اضافی برای بسیاری از جراحان مغز و اعصاب فراهم کرده است. در بعضی مواقع نقشه برداری با روش مستقیم از قشر حرکتی اولیه با TMS ممکن است تمام زمینه های مربوط به عملکرد موتور را نشان ندهد. به عنوان مثال ، اختلال در مسیرهای حرکتی صورت ، یا حتی عضله تمپورالیس توسط TMS می تواند باعث توقف گفتار شود بدون اینکه خود به خود عملکرد زبان تداخل داشته باشد. تصویربرداری تنسور دیفیوژن (DTI) اگرچه یک مطالعه نقشه برداری کاربردی نیست ، اما قادر است اطلاعاتی در مورد مکان و مسیر ترکت های ماده سفید فراهم کند که ممکن است تفسیر نواحی عملکردی مغز را نشان دهد. بنابراین ، بسیار مهم است که جراح مغز و اعصاب نقاط قوت و ضعف هر روش را درک کند تا از نقشه برداری مغز قبل از جراحی بیشترین بهره را بردارد. روش های نقشه برداری به سرعت در مرحله برنامه ریزی جراحی نقش بالینی گسترده تری پیدا می کنند. هر روش مبتنی بر خصوصیات مختلف فیزیولوژیکی است که انواع مختلفی از نقشه های عملکردی را ارائه می دهد.

اعتبار سنجی مداوم روش های نقشه برداری در برابر یکدیگر و نقشه برداری DCS قبل از عمل بسیار مهم است. کارهای زیادی در زمینه بررسی توافق بین رویکردهای نقشه برداری مغز و بررسی فزاینده تأثیر بر مراقبت از بیمار انجام شده است.

تمام تکنیک های نقشه برداری به سخت افزار اختصاصی نیاز دارند. برای بسیاری از مراکز ، fMRI به کمترین سرمایه احتیاج دارد، زیرا می تواند در بیشتر اسکنرهای بالینی مدرن انجام شود و پرسنل فنی می توانند در مهارتهای اضافی آموزش ببینند. fMRI ابزاری قابل اعتماد برای نقشه برداری مغز است که نتایجی تولید کرده است که شباهت زیادی به تکنیک های نقشه برداری در حین عمل دارد. DTI همچنین می تواند با هرگونه مطالعه بالینی معمول انجام شود.

 

نقشه برداری مغز-کیومدیکال

 

تکنیک های نقشه برداری مغز به شناسایی و در نهایت حفظ مکانهای حیاتی عملکرد زبان ، حرکتی و حسی کمک می کند.

از تکنیک های نقشه برداری مغز در حین جراحی استفاده می شود ، به طوری که جراح مغز و اعصاب می تواند دقیق ترین و فوراً بازخورد مربوط به مناطق عملکردی مغز را در نزدیکی تومور دریافت کند.

نقشه برداری از موتور ممکن است شامل کارهای بیدار مانند درخواست از بیمار باشد که انگشتان پا را تکان دهد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *